X
تبلیغات
روان شناسی بالینی شهید بهشتی

روان شناسی بالینی شهید بهشتی

آنچه بر ما روان شناسان می گذرد

در وصف این روزهایمان:)


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 22:39  توسط فتانه ارجمند  | 

:)

 

این روزها همه حسش میکنند ـ باران را میگویم !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 22:19  توسط فتانه ارجمند  | 

شروع کلاسا

سلام دوستان

 

پیشاپیش شروع سال تحصیلی جدید را تبریک میگم...

 

شروع کلاسها ۲۶ شهریور میباشد ـ اما اگرموافقین ۳ مهر سرکلاس باشیم؟!

 

موافقین؟!

راستش طی پیگیری های اخیر مشخص شد همگی سوم مهر سرکلاسا باشیم!

باتشکر اطلاع رسانی کنید!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 21:50  توسط فتانه ارجمند  | 

یه داستان

پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی.
می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت.
آهسته آهسته می خزید. دشوار و کند؛ و دورها همیشه دور بود .
سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید.
پرنده ای در آسمان پر زد ، سبک ؛
و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت :
« این عدل نیست ، این عدل نیست. کاش پُشتم را این همه سنگین نمی کردی. من هیچ گاه نمی رسم . »
و در لاک سنگی خود خزید . به نیّت ناامیدی .
خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد .
زمین را نشانش داد . کره ای کوچک بود.
و گفت : « نگاه کن ، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد .
چون رسیدنی در کار نیست. فقط رفتن است . حتی اگر اندکی و هر بار که می روی ، رسیده ای .
و باور کن آن چه بر دوش توست ، تنها لاکی سنگی نیست ، تو پاره ای از هستی را بر دوش می کشی ،
پاره ای از مرا . »
خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت . دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور.
سنگ پشت به راه افتاد و گفت : « رفتن ، حتی اگر اندکی ؛ »
و پاره ای از « او » را با عشق بر دوش کشید .

"عرفان نظرآهاری"
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 15:19  توسط فتانه ارجمند  | 

شب شعر:دی

سلام.


این پست رو برای یه مناظره  وبلاگی  میذارم . یعنی اینکه یه نفریه  شعری  مینویسه و یکی دیگه با آخرین حرف اون شعر یه شعردیه مینویسه.

امیدوارم خوشتون بیاد.طی سه روز این پست هست ،تک بیت یا شعرنو یا چهارپاره ویا هایکو یا حتی شعرحسن کچل هیچ فرقی نداره ،اگه قشنگ بود و دوست داشتین بذارین .



+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 20:59  توسط فتانه ارجمند  | 

دوران امتحانات

سلام

 

بچه ها من این پست ثابت رو میذارم ،تا آخرامتحانات.خب قراره خاطرات خوش دوران امتحانات را داخل اینجا جا کنیم .ازاول شروع میکنیم فک میکنید چه دروسی راازاین ترم می افتین ؟!یا احتمال دارد شمارابه مرزافتادن نزدیک کند؟!حاضرین پای برگه اساتیدمحترمه براشون بنویسیم چه نظری دربارش داریم؟!کدوم استاد؟!چی مینویسین؟!بعدامتحانا هم اینجا تجزیه وتحلیل امتحانا راداریم، باحضور اساتیدمحترمه(خودمون) !!!

به هرحال این پست ثابت است،امیدوارم به همه خوش بگذره !لطف میکنید گاهی هم وقت بذارین اینجا روبامطالبتون بازبروز کنید !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 22:4  توسط فتانه ارجمند  | 

فاش شدن دروغ

چهار دانشجوی پزشکی که امتحان داشتند به جای خواندن درس و آماده کردن خود برای امتحان به یک پارتی میروند و از درس خواندن غافل میشوند.فردا صبح هر چهار دانشجو حیله ای به کار میبرند تا استاد امتحانشان را به تاخیر بیندازد.حیله از این قرار بود که به پیش استاد رفتند و به استاد گفتند دیروز به یک خارج از شهر رفته بودند و از قضا در راه برگشت لاستیک ماشینشان پنچر میشود و مجبور میشوند ماشین را تا شهر هل بدهند و نتوانستند درس بخوانند.استاد به آنها میگوید اشکالی ندارد و از شما چهار روز دیگر امتحان میگیرم.چهار دانشجو هم با خوشحالی تمام چهار روز را به درس خواندن مشغول بودند و در روز امتحان پیش استاد رفتند.استاد از آنها میخواهد هر کدام به اتاق جداگانه ای بروند تا از آنها امتحان گرفته شود.پس از اینکه استاد برگه ها را به آنها میدهد همگی به شدت تعجب میکنند.به نظر شما سوالات و بارم نمرات به چه صورت بود؟


__سوال اول نام و نام خانوادگی؟              ( 2 ) نمره .
__سوال دوم کدام چرخ ماشین پنچر شد؟ ( 18 ) نمره.

 

نتیجه اخلاقی نوشت :آخه چه کاریه سنگین بشینیددرساتونو بخونید !؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 21:46  توسط فتانه ارجمند  | 

پاره ای شعر

سکوتش گویاست !
 
 
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می‌کشم و می‌ميرم .
مرگ نه سفری بی‌بازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که بايد دوست بداری  !

 
                                                                                رسول یونان
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 22:33  توسط فتانه ارجمند  | 

تولد

تولـــــــــــــــــــــــد تولــــــــــــــــــــــد ـ تولــــــــــــــــــــــدش مبارک !

 

کیانا تسعیری عزیــــــــــــــــــــــــــز تولدت خیلی خیلی مبارکــــــــــــــــــــــ !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 13:38  توسط فتانه ارجمند  | 

تعبییرخواب

 

همه ما خواب می‌بینیم، اما اگر در مرحله خواب REM بیدارمان کنند، به ندرت به یاد می‌آوریم که چه خوابی دیده‌ایم. فرضیه‌های بسیاری درباره رویا وجود دارد. زیگموند فروید اعتقاد داشت رویاها بیان کننده ذهن ناخودآگاه ما هستند که غرایز مختلف را آشکار می‌سازند. کارل یونگ یکی از هواخواهان فروید نیز اهمیت زیادی برای معانی رویاها قائل است. اما نمادهایی را که یونگ ترسیم می‌کند، بیشتر به فرضیه خود او یعنی ، کهن الگوهای جهانی و ضمیر ناخودآگاه همگانی ، که اغلب از نوع معنوی و مذهبی هستند، نزدیک است.



 

تعبیر خواب از دیدگاه زیست شناسی و روانشناسی

فرانسیس کرک ، یکی از کاشفان DNA ، بر این باور است که خواب دیدن ، راهی برای جداسازی و دور ریختن اطلاعات حسی است که در طول روز دریافت شده‌اند. هنگامی‌که چنین اتفاقی می‌افتد، سیستم عصبی فعال شده و نهایتا منتهی به رویا می‌شود. رابین رویستون ، روانپزشک ، بیش از 200 شرح رویا و خواب جمع‌آوری کرده است که ظاهرا مشکلات مربوط به سلامتی را بازگو می‌کنند. برای مثال ، مردی خواب دیده بود که دو پلنگ سیاه او را تعقیب می‌کنند و یکی از آنها پنجه‌اش را در پشت او فرو می‌کند. ماهها بعد ، این مرد مبتلا به بیماری خطرناکی شد که ویژگی آن وجود خال سیاهی در همان نقطه پشت است.

به نظر می‌رسد، رویاها گاهی الهامی برای حل خلاقانه مسائل هستند. مثلا ککوله ، کاشف بنزن ، بعد از این که خواب دید دایره‌ای از مارها هر کدام دم مار بعدی را در دهان دارد، موفق به کشف ساختمان شیمیایی بنزن شد که حلقوی است نه خطی. روانشناسان می‌گویند هر خوابی که می‌بینید، معنی پنهانی دارد. در این جا چند تعبیر خواب از دیدگاه روانشناسی می‌آید، که البته فقط نوعی برداشت از خواب است و نمی‌تواند حکمی کلی و قطعی داشته باشید و بیشتر به ارتباط بین اعمال و ذهن انسان بر می‌گردد.



 

چند تعبیر خواب از دیدگاه روانشناسی

  • پله: اگر خواب ببینید که از پله بالا می‌روید، معمولا نشانه آن است که موفقیتی در آینده خواهید داشت. پایین آمدن از پله به این معنی است که از شکست می‌ترسید زیرا اخیرا به نوعی ، خطر کرده‌اید.

  • ماشین آلات: تقریبا همیشه نماد بدن و بخصوص مغز هستند. اگر خواب ببینید قسمت‌های ماشینی را از یکدیگر باز می‌کنید، نشانه آن است که شما در حال مبارزه با یک ضعف روانی مثل فراموشی هستید. خواب دیدن ماشین روغن‌کاری شده و روان ، بیان کننده میل به سارماندهی بهتر در زندگی است. ماشین آلات زنگ زده و از کار افتاده نشانه بیماری جسمی یا روحی هستند.

  • مو: موی بلند و باز نشان‌دهنده میل به آزادی بیشتر است. اما اگر خواب ببینید موی خود را کوتاه می‌کنید، معنی‌اش این است که احساس می‌کنید در بخشی از زندگی خود محدود شده‌اید. شانه کردن مو به معنی یافتن راه حل برای مشکلات پیچیده است.

  • منفذ: اگر خواب ببینید در منفذی گیر افتاده‌اید، معنی‌اش آن است که احساس می‌کنید زندگی‌تان تکراری شده است. سوراخ در لباس ، نشانه موفقیت مالی قریب‌الوقوع است.

  • مرگ: بندرت درباره مردن است. اگر خواب ببینید که خودتان مرده‌اید، نشانه آن است که می‌خواهید از شر تمام مشکلات دنیا خلاص شوید. مگر اینکه جدتان در گور بی نام و نشانی باشد که در این صورت از شغل یا حادثه‌ای ناخوشایند می‌ترسید. دیدن مرگ شخصی دیگر در خواب ، حاکی از رسیدن خبرهای تعجب برانگیز است و خواب دیدن مراسم عزداری یا تدفین ، پیامی از ضمیر ناخودآگاه‌تان است که باید چیزی را که به خاطرش افسوس می‌خورید، فراموش کنید.

  • علف و سبزه: منعکس کننده وضعیبت زندگی شماست. علف سبز نشان می‌دهد که همه چیز در وضعیت خوبی است. اما علف زرد رنگ و خشکیده به این معناست که شما خوشبخت نیستید، همنچنین به معنی بیماری نیز برداشت می‌شود.

  • آتش: اگر خواب ببینید که خانه‌تان آتش گرفته است، بدان معنی است که از کسی بی‌نهایت عصبانی هستید. اما اگر فقط خودتان در آتش باشید، یعنی تحت فشار احساسات غیر قابل کنترل درباره کسی و یا از فقدان او هستید.

  • دریا: دیدن دریای خالی ، خبر از احساس فقدان رابطه در زندگیتان را می‌دهد و خواب دیدن ساحل ، به معنی آن است که احساس می‌کنید سعادتتان در زندگی در حال از دست رفتن است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 19:37  توسط فتانه ارجمند  | 

رفع اشکال

سلام!

درمورد روانشناسی روز شنبه بچه ها فصل های مختلفی رو گفتند .علاوه  بر رشد بعضیا حالات هوشیاری یا احساس وادراک رو هم خوندن !

حالا هرکس هر کدوم از فصلا رو خونده اگه تونست یه مروری هم رو یه دونه دیگه از فصلام بکنه.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 17:48  توسط فتانه ارجمند 

تــــــــــــــولـــــــد

تــــــــــــــولـــــــد نوشـــــــــتـــ :

 

امروز تــــــولـــــد زهرا قیومی هســـــتــــ ! زهرا جونی از طرفه تموم بچه ها بت تـــبـــریـــک میگم.

این ترانــــه عاشقانه تقدیم بــــه تو :

الهی ۱۲۰ ساله شــــــــــی ــــــ

نع ۱۲۰ ســــال کمـــــــــــــــه ــــ

همیشه زنده باشی !!!

 

 

 پـــی نوشـــت  : من ـ بعد ازین ما دراین وبلاگ تولد میگیریم !

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 18:57  توسط فتانه ارجمند  | 

ســــــــــلـــــــــــــام

سلام به همگی با ابراز احساسات شدید

امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه و بگذره!!

کمابیش بیشتریا خبردارند که قرار هست بیستم فروردین سرکلاسا باشیم!اما برای خبررسانی دقیق تر بنده بازم اطلاع میدم!

همه هماهنگید دیگه !؟؟ فقط شماره چند نفرو نتونستم گیربیارم که شاید اینجا رو بتونند بخونند!

درسایی که باید حاضر کنید برای هفته دیگه هم عبارتند از:

یک :روانشناسی فصل رشد

دو :فیزیولوژی دو جلسه قبل رو امتحان میگیره !

سه :کسایی که آسیب دارند تحقیقاشونو بیارند!

همینا...حالا اگه چیز دیگه ای هست یکی بگه!

دوستان عزیز همگی شما رو به خداوند منـــــان میسپارم!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 22:3  توسط فتانه ارجمند  | 

عیدی ما یادتون نره!!:دی

سلام!

 

همونطور که میبینید قالب تغییر پیدا کرده . امیدوارم خوشتون بیاد !البته بعد سیزده به در تغییر پیدا میکنه به همون قالب قبلی!خواستیم متـنوع باشیم!

خب از الان عیدتون هم مبـــارک باشه . سال پیش فک کنم تقریبا همگی تو اردوهای عید بودیم ودرس میخوندیم واسه اینکه جایی باشم که الان هستیم ! تابستونش که فقط با استرس و نگرانی گذشت تو پاییزم که هنوز دانشگاه برامون  جا نیوفتاده بود و تقریبا هیچکی حوصله نداشت!زمستون بهتر بود یا شایدم فقط نسبت به ماهای دیگه خوب بود !
امیدوارم سال  نود یه سال خوبی  واسه همگیمون  باشه !

توی این تعطیلی بعضیا هفته اول میرن مسافرت بعضی هام هفته دوم بعضیام هر دو هفته(که الهی...).امیدوارم بهمتون خوش بگذره و تلافی عید پارسال و دربیارین ! آجیل اینام زیاد نخورین!میرین مهمونیم نشینید عین بعضیـــا()مثلا بادام ها رو جدا کنید وبخورید بعد چشم بدوزین به ظرف مامان و باباتون ! بچه های خوبی باشین !

اگه منظره قشنگیم دیدین عکسشو حتما بگیریدو از طریق کافی نتا یا هرجای دیگه آپش کنید که مابقی بچه هاهم لذت ببرند ! یا بعدا حتما تو وب بذارین !

 راستی اگه موافقین  هفتــه بعد از سیزدهم رو بریم دانشگاه !؟ هــــوم !!؟؟

بازم عیـــدتون مبــــــــارکـــــــ  !!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 18:0  توسط فتانه ارجمند  | 

زندگی دانشجویی به روایت تصویر!!!

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

  ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست

   ساعت ۴ صبح هنگام خواب       

 

 وضعیت تحصیل در خوابگاه

  اولین روزهای خوابگاه

  گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز 

  پایان گفت و گو 

  امکانات غذایی در خوابگاه 

  طریقه ظرف شستن در خوابگاه   

   اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

  و این هم آخر عاقبتش!!



پ ن:=))))

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 23:13  توسط فتانه ارجمند  | 

اطلاعیه

سلام!

بچه های شهرستان تا بیستم بیشتر حق ندارند تو خوابگاه ها باشند وبرای اینکه تهرانی ها جزء منافقین نباشند ونرن سرکلاس و کسب فیض نکنند(بااینکه میدونم دیدگانشان از این حرفی که میزنم پر ازاشک میشه)ولی کلاسا فقط تاروز سه شنبه ۱۷ اسفندماه تشکیل میشه(بشه هم ما نمیریم!)

موافقین؟همگی؟کسانی که این پست و میخونن ولی نظر نمیدن لطفا تو کلاس اعلام موافقت یا برائتشونو به گوش بچه ها برسونن !

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 22:8  توسط فتانه ارجمند  | 

اعتراف

 

زندگی شاید همین باشد:)

من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از كشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زن ها مي ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولي از آينه مي ترسم!
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم ، پس هستم
اين چنين مي گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!

                                                                                    حسین پناهی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 16:17  توسط فتانه ارجمند  | 

تقلبم میکنن ملت چه حرفی عمل میکنن!

 

 

"از یکی از وبلاگا پیداش کردم!:)) "

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 21:55  توسط فتانه ارجمند  | 

ما 11 الی 14 واحدیا

سلام دوستان 11 الی 14 واحدی عزیز !


نمدونم تو حذف و اضافه چند نفر انصراف میدن با چند واحد ارائه میدن که ما تا اون موقع باید صبر کنیم!


مهمان بعدی شنبه اعلام میشه! از صدف فلاح پورم به خاطر جواباش ممنون...


تا شنبه نظراتتونو اینجا بنویسید !


با تشکرات !!



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 20:18  توسط فتانه ارجمند  | 

بهترین لحظات از نظر چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 23:59  توسط فتانه ارجمند  | 

صندلی داغ این روزهایمان

سلام به گلای تو گلدون !

ما با یه برنامه از سری برنامه های صندلی داغ همرا شما هستیم !
مهمان اینبار ما خانوم...خانوم...محبوبه باقری هستند .با تشویق های شما ایشونم وارد استدیو شده و روی صندلی ما میشینند.

خوش اومدین خانوم باقری!چه حسی دارین؟جاتون راحته ؟حالا ایشالا بعدا مفصل دربارش برامون توضیح بدین!

این شما و این دانشجویان  بیکار روانشناسی بالینی بعد امتحانات.بچه ها میتونید شروع کنید !

قانون اول: با اسمای مستعار کامنت نذارین پلیز !
قانون دوم با کمی تغیرات  به مناسبت سکته ی مهمون درحال حاضر حین جواب دادن:سه روز بیشتر فرصت نیست برای اینکه بتونیم تو این دوهفته چهارنفررو بپزیم رو صندلی!

تذکر:بچه ها هرسوالی دارین بپرسین اصلا لازم به رودربایستی نیس !

یه قانون جدید :مهمان این حق رو داره که درآخر خودش مهمان بعدی رو انتخاب کنه که بیشتر درحین جواب دادن به سوالاش حرص خورده یا دوست داره سوختنشو رو صندلی از تلویزیون بیمارستانی که توش بشتری شده ببینه!پس سعی کنید مراقب سوالاتون باشین !

زیادم داغ نیست محبوبه جان!بشین !:دی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 11:57  توسط فتانه ارجمند  | 

های!

سلام!
 

اولین صندلی داغ ما به پایان میرسه!با تشکر از آقای نیک سرشت بخاطر جواب های کاملی که به سوالات جالب ما(نه ابتکاری به قول زهراقیومی!"چرا خو؟!") دادند.لطفا با کف زدن خود ایشونو تا دم در استدیو همراهی کنید.بسیار خوشحال شدیم آقای نیک سرشت...!

خب بچه ها یه خبر خوش واسه اونایی که اخلاق دارند.جلسه پیش که جمعیت بالینی ها سرکلاس حاضر نشدند استاد یه جاهایی رو به عنوان مهم ترین ها ابلاغ کردند :

توی "فهرست اجمالی":تعریف واژه ها/مکاتب اخلاقی(اعتباری بودن اخلاق/لذت گرایی/منفعت عمومی/وجدان اخلاقی/عقل گرایی)/مبانی  پیش فرضها/عوامل تربیتی - زمینه ها/آثارگناه/توبه

صفحه ها:۱۸-۱۹-۳۴

صفحه ۴۷:"مراقبه ومحاسبه"

گفتند مهم هستند .حالا همه رو که خوندین اینارم بیشتر بخونید...

برنامه ی صندلی داغ ونفر بعدی بعد امتحانات اعلام میشود.خودم تو دوران امتحانا نگاتون میکنم ببینم کدومتون مشکوکین همونه میکنیم صندلی داغ بعدی...

باز هم از آقای نیک سرشت که هنوز استدیو رو ترک نکردند تشکر میکنیم...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 17:27  توسط فتانه ارجمند  | 

اولین مهمان صندلی داغ

سلام...

درمورد صندلي داغ بچه هاي روانشناسي چيزي شنيدين...خب اگرم نشنيدين حالا براتون ميگم!

قراره اينجا يك نفر را به عنوان مهمان انتخاب كنيم و بعد درموردش سوال هايي كه داريم رو بپرسيم!مثلا چي؟خب مثلا همون سوالايي كه تا طرف و ميبينيد دوس دارين بپرسين مثلا:ببخشيد شما چرا اينقدر ساكت و آرومين؟/چرا فكر ميكنيد اينجوري حرف زدن خوبه؟/نظرتون در مورد خودتون چيه؟/اگر روانشناس نبودين دوست داشتين چيكاره ميشدين؟...و...و...

نكته ي آخر اينكه اينجا يه قانوني هست كه فقط به سوالهايي جواب داده ميشه كه با مشخصات كامل وحقيقي باشه!وبا اسمهايي كه به نام"يكي/تنها/غريب/بي كس/حالتو ميگيرم/عمرا بتوني پيدا كني منو..."واز اين دست جواب داده نميشه و.پيگرد قانوني دارد!

تازه ترين ها:

اولا:درمورده مدت زمان اين صندلي داغ پرسيدين بايد بگم هر صندلي داغ حداكثر دوهفته است مگر اينكه بحث ادامه پيدا كنه !

ثانيا:نفر بعدي صندلي داغ رو شما پيشنهاد بدين در همين كامنتاي خوبي كه ميذارين!

ثالثا:بچه هاي روانشناسي كودكان استثنايي در همين دانشگاه بهتر از گلمون وبلاگ زدند مام لينكشون كرديم...بهشون سربزنيد!(سمت راست وبلاگ!)



با تشكر (!)مديريت وب سايت...


نیک سرشت:

سلام و خسته نباشید

لطفا یک مهمان دیگر برای صندلی داغ انتخاب کنید

من به دلیل  مشغله ای که دارم دیگه بیش از این نمی تونم خدمتتون باشم

با تشکر



+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 14:34  توسط فتانه ارجمند  | 

اولین گردهمایی بزرگ

سلام به شما نوباوه های عزیز روانشناس...

شما دعوت میشید به یک کنفرانس اینترنتی در یاهو !
پنجشنبه شب ساعت ۲۱ در یک اجتماع عمومی باهم حرف میزنیم !

برای شرکت در این کنفرانس بنده را با این آدرس اد نمایید:a_fattaneh2000@yahoo.com

منتظر حضور سبز شما هستیم ...!

با تشکر(!) مدیریت وب سایت...

 

پ ن : (تا حالا تو عمرم اینقد رسمی حرف نزده بودم!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 18:36  توسط فتانه ارجمند  | 

فرهنگ سازی

من میگم چرا هرچی تو کلاس سعی در فرهنگ سازی داریم هیچکی الگونمیپذیره؟ !...پس بگو چرا میگن فرهنگ سازی کار  سختیه !!

خرده ای بر آنها نیست...ما صبر مینمایم!

پ ن : اون لگوی سمت راستم مال ما روانشناس. امیدوارم خوشتون بیاد.

پ ن : چقد کلاسای فلسفه  این روزا  پربارتر از همیشه شده! نه؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 22:12  توسط فتانه ارجمند  | 

هفت باور غلط درباره ی روانشناسان

 

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می شوند، اما از شیوه های سالم برای ابراز آن بهره می گیرند.

در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.

وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

۱) روانشناسان عصبانی نمی شوند!

در باور فوق، ما به کلمه هیچ وقت برمی خوریم که یک کلمه مطلق است و این خود اولین نکته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان ها هیچ کلمه مطلقی نمی توانیم استفاده کنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفکر و انتخاب گراست. ضمن این که عصبانیت جزو مکانیزم های متعادل ساز روان آدمی است که توسط خداوند در ذهن انسان ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا که اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودکه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از کار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می بودیم.

و مهم تر از همه این که اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می تواند زمینه ساز کینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری های روانی و جسمانی در آینده شود که به مراتب بدتر از ابراز خشم به وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می توان انتظار داشت که یک روانشناس که خود به خوبی از عملکرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی که او قادر است با مکانیزم های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ طبعی باور فوق را به این شکل اصلاح کند.

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می شوند، اما از شیوه های سالم برای ابراز آن بهره می گیرند.

۲) خودشان دیوانه اند!

این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم.

همانطور که یک مکانیک اتومبیل هنگامی که خودرواش در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا که آنان به دلیل آگاهی از بیماری های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشکلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشکل خویش روان می شوند.

ما نمی توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً از این بیماری ها بی بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً به این بیماری ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می کنیم.

روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری های روانی قرار دارند.

۳) ما خودمان روانشناسیم

بله این جمله ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می آید این است، پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند.

برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم و از همه مهم تر این که ذهن انسان از۳ بخش عمده هشیار، نیمه هشیار و ناهشیار تشکیل یافته است که اگر ما خیلی توانا باشیم حداکثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می کنیم که البته برای حل مشکلات کافی نیست.

بنابر این نیازمند کمک کسی هستیم که بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروکه پرونده های دردناک بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی کند.بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می کنیم.

هیچ کس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون کمک یک روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت. روانشناسان با یک نگاه می توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

۴) روانشناسان حلال مشکلاتند

این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می سازد که قادرند فکر ما را بخوانند شود، که این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا که برای شناختن افراد در روانشناسی روش های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنکه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیکان و خویشاوندان ،اجرای آزمون های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون های فرافکنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص که از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود.

در نهایت می توان گفت پس از انجام این آزمایش ها و آزمون ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به دست آورده ایم. که باز هم در پاره ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می کنیم.

روانشناسان هرگز با یک نگاه نمی توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

۵) نیاز به مشورت ندارند

این هم یک باور غلط دیگر است، چرا که روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند که آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل که مشکلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه های منطقی از لایه ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی توانیم انتظار داشته باشیم که با آگاهی و اشراف کامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری که البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد کمک بگیریم تا او با صددرصد توان به کمک ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شکل زیر اصلاح می کنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

۶) روانشناسان دانای کل هستند

این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است که اگر شما به اکثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه کنید قادرند از مشکل شب ادراری کودکتان تا لکنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و... همگی آنها را درمان کنند.

در صورتی که در کشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداکثر در ۲ ۳ موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می کند که فقط قادر به حل مشکل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینکه در باور فوق زندگی کردن واژه ای کلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شکل زیر اصلاح می شود.

هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشکلات خاص و مشخص مراجعانش می باشد.

۷) سرنوشت را تغییر می دهند

این هم یک باور عجیب دیگر که اصلاً نمی تواند درست باشد. بزرگی می گفت: مراقب افکارت باش چون به حرفهایت بدل می شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت هایت مبدل می شود. مراقب عادت هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می شود. مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می شود.

موسسه روانشناختی کاریزما مشاور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 18:47  توسط فتانه ارجمند  |